خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





در ماتم گلوهاى بريده!


    افغانستان سرزمين خون و جنايت است. مردمان اين سرزمين در دوره هاى زمانى مختلف، مورد ظلم و ستم هاى مختلف قرار گرفته اند و اكنون كه مثلاً در كشورمان عصر شكوفايى و عصر نهادينه شدن دموكراسى مى باشد نيز خاك اين سرزمين نفرين شده هرازگاهى توسط جنايتكاران با خون بيگناهان سرخ مى گردد.
    اما چرا چنين است؟
    دشمنان مردم افغانستان كه از انسانيت بويى نبرده اند، وحشتناك ترين جنايات را بر مردم روا مى دارند؛ به نام قوم و زبان و مذهب خون مى ريزند و جنايت مى كنند و تصفيه قومى را خط مشى قرار داده، زن، مرد و طفل بى گناه را گلو مى برند و سر از تن جدا مى كنند. همه اين جنايات در پيش چشم دولتمردان اتفاق مى افتد بدون اينكه برخوردى با اين جنايتكاران صورت گيرد. در پاسخ به سربريده شدن ٧ بيگناه هزاره رئيس امنيت ملى با بى شرمى تمام مى گويد كه (متاسفيم كه كارى نتوانستيم زيرا ارگان ما قوت تعرضى بزرگى ندارد!) آنسوتر حنيف اتمر رئيس شوراى امنيت ملى كه در اعتراض به يك نوشتار انتقادى در يك صفحه فيس بوك تمام امنيت ملى و نيروهاى كشفى را بسيج كرد تا نويسنده را پيدا نموده و مجازاتش كند؛ براى اسيرانى كه ٩ ماه ها در بند آدم ربايان بود حتى صدايى هم بلند نكرد و حال كه جنازه هاى سر از تن جدا شده آنها به خانواده ها واپس رسيده، جناب رئيس شوراى امنيت ملى همچنان گوش كر انداخته و به ديدار تاج محل رفته است! از ارگ رياست جمهورى و قصر سپيدار، از روساى حكومت دو پهلو نيز هيچ خبرى نيست و معلوم نيست عالى جنابان غرق كدام خوشگذرانى هستند كه چشم شان چنين جنايت بزرگ را هنوز نديده!
    اين سكوت در قبال جنايت چنين مى نمايد كه سران دولت خود مسوول بخش و يا تمام جنايات است.
    ادامه روند حذف قومى چه بر سر نظام خواهد آورد؟
    تجربه‌ چهار دهه بحران افغانستان نشان داده است که تمامیت‌ خواهی، حذف‌ اندیشی و انحصار طلبی جز تباهیِ کشور چیزی دیگر به همراه نداشته اما متاسفانه اين حقيقتى را كه مثل روز روشن است را انحصارطلبان قدرت نمى بيند و همچنان بر اسب انحصارطلبى و تماميت خواهى مى تازند. سران حکومت از کنار پیامدهای كشتار مردم ما در زابل و تأثیر آن بر منازعه بین‌ القومی نباید به آسانی عبور کنند. زيرا ماهيت اين فاجعه بر پايه پاكسازى قومى استوار است و تاريخ نشان داده كه مردم ما هرگز تسليم انحصار نخواهند شد و اگر نياز باشد از خود و هويت خود با چنگ و دندان دفاع خواهند كرد.
    حال اگر جنايت زابل و كشتار مردم بيگناه مان اگر جدى تلقى نشود و واكنش حكومت اين بار نيز مانند هميشه آمیخته با بی‌ تفاوتی باشد، اين مسئله پیامدهای سنگین و ناگواری را برای نظام سیاسی فعلی در پی خواهد داشت. اگر هزاره‌ ها به عنوان حامیان نظام سیاسی فعلی، به مخالفین آن تبدیل شوند، فروپاشی دموکراسی نحیف افغانستان به یک امر قابل پیش‌ بینی و حتمى بدل خواهد شد و كشور را به سوى بحران نيمه اول دهه هفتاد سوق خواهد داد.
    مردم هزاره چه بايد كنند؟
    به حکم تجربه تاریخ و تناست شرایط زندگی در کشور، ما برای بقا به وسیله دفاع نیازمندیم. اين وسیله دفاع تشکل نیرومند سیاسی است؛ تشکلى که بتواند مردم را در دفاع و یا به سمت ازادی و عزت هدایت و بسیج نماید. مدیریت در عبور از بحران مستلزم آن گونه تشکیلات سیاسی است که از توانای های معاصر بر خوردار بوده و بتواند از تمام امکانات ممکن برای بهبود وضعیت سیاسی مردم ما استفاده نمايد. بدون شك تكيه بر رهبران پير، فرسوده و پوشالى فعلى فايده يى ندارد و نه اين رهبران توانايى بسيج مردم را دارند و نه هم انگيزه يى براى اينكار!
    خوشبختانه امروز مردم هزاره از نعمت و ظرفيت نسل آگاه، تحصيل كرده و پرشور به حد كافى برخوردار است كه فقط نيازمند اين است تا اين توانايى و شكوفايى نسل فعلى ما با ايجاد تشكلى جوان و با انرژى و عارى از رهبران فرسوده، به سوى يك مسير درست خودآگاهى و آمادگى براى دفاع سياسى و غيرسياسى هدايت شود.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مردم ,سیاسی ,دفاع ,جنايت ,امنيت ,تمام ,مردم هزاره ,وسیله دفاع ,نظام سیاسی ,كشتار مردم ,شوراى امنيت ,رئيس شوراى امنيت ,
    در ماتم گلوهاى بريده!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده